|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:44  توسط میثم زینعلی
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:41  توسط میثم زینعلی
|
به خدا دنیا نمی خوام بی تو جنت و العلا رو نمی خوام بی تو
در خم زلفش اسیرم ، من گدا و او امیرم چه خوشه روزی هزار بار من با تو بمیرم دوسش دارم چکار کنم چکار با عشق یار کنم عمر دوباره منی ، خودت بگو خودت گو چکار کنم من بمی رم برات
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:36  توسط میثم زینعلی
|
خدایا به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز ... که بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است
جدایی را من نکردم خدا کرد نمی دانم کدام نا کس دعا کرد عشق مثل ساعت شنی می مونه قلب لب ریز می کنه عقل خالی اگر عشق بر من می تابید هرگز از تو گدایی خورشید نمی کردم اگر روز وداع ابر یاری ام می کرد هرگز باران چشمانم را اقرار نمی کردم . نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر و می دانی که کویر بدون باران زنده است . آرزو می کنم غم های دلت برن زیر اولین برف زمستونی و دلت سفید و بدون غم بمونه .
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 15:22  توسط میثم زینعلی
|
قسم به عشق پاکت دوستت دارم توام منو دوست داشته باش ، با من باش تا با تو باشم البته با من نباشی من با تو هستم دوست دارم قلبت مثل آیینه ، مثل قلب من باشه جدا از ریا و کلک صاف صاف مثل آب تقدیم به عزیزم که از همه بیش تر دوسش دارم خدا هر چی جوان عاشق رو به همدیگر برسونه ، اگه توام عاشقی دوست دارم بهت دلداری بدم خودت رو بهم معرفی کن اللهی آمین
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 13:51  توسط میثم زینعلی
|
|
|